مسفه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسفه . [ م ُ ف َه ْ ] (ع ص ) واد مسفه، رودبار پرآب . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
مسفه . [ م ُ س َف ْ ف ِه ْ ] (ع ص ) نعت فاعلی از تسفیه . آن که نادان گرداند یا نسبت نادانی کندبسوی کسی . (از منتهی الارب ). و رجوع به تسفیه شود.
مسفه . [ م ُ ف ِه ْ ] (ع ص ) نعت فاعلی از اسفاه : طعام مسفه ؛ طعام که بسیار آب خوراند و تشنگی آورد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).