مسفری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسفری . [ م َ ف َ ] (اِخ ) شهرکی است [ به خراسان ] از عمل مرو و کشت و برز آن بر آب رود مرو است . (حدود العالم ). قریه ٔ بزرگی است در طرف نواحی مرو از جهت خوارزم، از این مکان به رمل میروند و نام اولیه ٔ آن هرمزفره بوده است . (از معجم البلدان ).