مسعوف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسعوف . [ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از سعف . رجوع به سعف شود. ◄ صبی مسعوف ؛ کودک شیرینه برآورده . (منتهی الارب ). کودک که دچار «سعفة» شده باشد. (از اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسعوف . [ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از سعف . رجوع به سعف شود. ◄ صبی مسعوف ؛ کودک شیرینه برآورده . (منتهی الارب ). کودک که دچار «سعفة» شده باشد. (از اقرب الموارد).