مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۴۳ - اسیر خوبان
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
اگر اسیر کسیام که میر خوبان شد نه من نخست کسیام کاسیر خوبان شد شکیب کردن نادلپذیر دان ز دلی که بسته سخن دلپذیر خوبان شد نباشد ایمن گر کوه را سپر سازد تنی که او هدف زخم تیر خوبان باشد