مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۲۸ - مدیح
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای بزرگی که سوی درگه تو ره بزرگان به دیدگان سپرند فخر جویند و بنده تو شوند جان فروشند و مدحت تو خرند مرکبان تو میزبانانند لاغران مرا بدانچه خرند راه بیلاغران من نروند کاه بیلاغران من نخورند مرکبان تو را همی شنوم که به جای دو جای من نگرند لاغران مرا چه فرمانی کز الیکو کدام جای برند