مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۱۴ - نصیحت
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عذر بیمنفعت نهادن چیست پیش دانش بر ایستادن چیست مرگ را زادهایم و مرده نهایم خویشتن را غرور دادن چیست پس چو در جمله میبباید مرد همه راای شگفت زادن چیست در رنجی که منفعت نکند بر تن خویشتن گشادن چیست روزی خویشتن خورد هر کس خلق را در هم اوفتادن چیست دیگران چون پس از تو بردارند این به کف کردن و نهادن چیست