فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۲۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر من برم از مردم بد سازم برم فرجام ببینم و به آغاز برم هر کس که به من دژم دژم پیوندد بنگر که چه پاره پاره زو باز برم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۲۲ | فرهنگ لغت