فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۱۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

غمهای تو از راندن خونها کارم خود نیست چرا راندن خونها کارم در دیده من از مرگ تو خونها دارم بر مرگ تو با به مرگ خونها بارم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۱۶ | فرهنگ لغت