فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۱۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بنگر که ز شاخ می‌چه گوید صلصل بفسردمی و گشت به باغ اندر گل بنگر که چه پاسخ آرد او را بلبل بگداخت گل و گشت به جام اندر مل

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۱۱ | فرهنگ لغت