فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۰۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

سرما چون شد ز دست صحرا شد گل در چادر سبز کار پیدا شد گل بسیار همی خندد رعنا شد گل نه نه که چو روی دوست زیبا شد گل

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۰۸ | فرهنگ لغت