فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۸۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از سنگم یا ز چیستم جان پدر خود داند کس که کیستم جان پدر تو مردی و من بزیستم جان پدر بر مرگ تو خون گریستم جان پدر

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۸۱ | فرهنگ لغت