فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۷۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در زندان تا کرد مرا گردون پیر آن موی چو شیر گشت و آن رخ چو زریر از پای درآورد مرا چرخ اثیر ای دولت طاهر علی دستم گیر

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۷۸ | فرهنگ لغت