فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۵۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

هر ابر که بنگرم غباری شده گیر گر گل گیرم به دست خاری شده گیر هر روز مرا خانه حصاری شده گیر عمری شده دان و روزگاری شده گیر

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۵۸ | فرهنگ لغت