فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۴۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن بت که دل مرا فرا چنگ آورد شد مست و به سوی رفتن آهنگ آورد گفتم مستی مرو سیه جنگ آورد چون گل بدرید جامه و رنگ آورد

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۴۹ | فرهنگ لغت