فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۴۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون بنشینند و مطربان بنشانند انصاف طرب ز آدمی بستانند سوزند سپند و نام ایزد خوانند بر مرکب شیرزاد در افشانند

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۴۳ | فرهنگ لغت