فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۳۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون روی هوا دوش به قیر اندودند تا روز همه تپان و لرزان بودند بر تارک من ستارگان نغنودند گویی که همه بر تن من بخشودند

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۳۷ | فرهنگ لغت