فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۳۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر زر گردی جفا عیار تو بود ور گل گردی برگ تو خار تو بود ای دشمن آنکه دوستدار تو بود بی‌یار بود هر آنکه یار تو بود

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۳۴ | فرهنگ لغت