مسط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسط. [ م َ ] (ع مص ) مالیدن روده را به انگشتان تا آنچه در آن است از علت بیرون آید. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). پاک کردن رحم و رودگانی . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ دست در شرمگاه ناقه درکردن و آب فحل برآوردن از رحم وی . ◄ به انگشت برآوردن آنچه در مشک است از شیر خفته . ◄ تر کردن جامه را سپس آن مالیدن به دست تا آبش بیرون رود. ◄ به تازیانه زدن کسی را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).