فرهنگ لغت

مسجونی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مسجونی . [ م َ ] (حامص ) مسجون بودن . زندانی بودن . بند. زندان . و رجوع به مسجون شود.

معنی مسجونی | فرهنگ لغت