مستومند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوممستومند. [ م ُ م َ ] (ص مرکب ) مستمند. رجوع به مستمند شود.واژه قبلی: مستولیواژه بعدی: مستوهب