مستوفا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستوفا. [ م ُ ت َ ] (ع ص ) مستوفی . تمام گرفته شده . (غیاث ). بسیار. کافی : قصیده خرد ولیکن به قدر و فضل بزرگ به لفظ موجز و معنیش باز مستوفاست . مسعودسعد. و رجوع به مستوفی ̍ شود.
مترادف و متضاد واژهدان
تام، تمام، جامع، فراگیر، کامل، مبسوط، وافی استیفاشده (متضاد: مجمل)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی