مستوضح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستوضح . [ م ُ ت َ ض ِ ] (ع ص ) دست بالای چشم نهاده نگرنده ٔچیزی تا دیده شود. ◄ آشکار کردن خواهنده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ راوی و مورخ . (ناظم الاطباء). رجوع به استیضاح شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستوضح . [ م ُ ت َ ض ِ ] (ع ص ) دست بالای چشم نهاده نگرنده ٔچیزی تا دیده شود. ◄ آشکار کردن خواهنده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ راوی و مورخ . (ناظم الاطباء). رجوع به استیضاح شود.