مستودع
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ دَ) [ ع. ] (اِمف.) به امانت داده شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ دَ) [ ع. ] (اِمف.) به امانت داده شده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستودع . [ م ُ ت َ دَ ] (ع ص، اِ)آنکه از او نگهداری امانتی را خواسته باشند. (از اقرب الموارد). امانت نگهدار. امانت دار. ◄ آنچه به امانت نزد کسی سپرده باشند. (از اقرب الموارد). مالی که ودیعه گذارند. امانت . امانتی . رجوع به استیداع شود : گفتند امامت او مستودع بود یعنی ثابت نبود. (جهانگشای جوینی ). ◄ امانت گاه . (غیاث ) (آنندراج ). مکان ودیعه نهادن و حفظ کردن .(از اقرب الموارد). ◄ زهدان . (از منتهی الارب ). جای طفل در شکم . (از اقرب الموارد). ◄ جای آدم و حوا در بهشت . (ناظم الاطباء). ◄ گور. (ناظم الاطباء). و رجوع به استیداع شود.
مستودع . [ م ُ ت َ دِ ] (ع ص ) آنکه چیزی را به نزد کسی به امانت می سپارد. (از اقرب الموارد). ودیعه گذار. امانت گذار. رجوع به استیداع شود.
مترادف و متضاد واژهدان
ودیعهگیر امین ودیع (متضاد: مودع)