مستهدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستهدی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) هدایت و راهنمایی خواهنده . (از اقرب الموارد). راه جوی . هدایت طلب . ◄ خواهنده که چیزی را به او هدیه کنند. (از اقرب الموارد). هدیه خواه . هدیه طلب . رجوع به استهداء شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستهدی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) هدایت و راهنمایی خواهنده . (از اقرب الموارد). راه جوی . هدایت طلب . ◄ خواهنده که چیزی را به او هدیه کنند. (از اقرب الموارد). هدیه خواه . هدیه طلب . رجوع به استهداء شود.