مستند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ تَ نَ) [ ع. ] (اِمف.) دلیل، مدرک، چیزی که به آن استناد کنند، دارای سند.<br>مترادفها و واژههای مرتبطاصیل، متقن، معتبر، معتمد، وثیقدلیل، سند ≠ غیرمستند، نامستندواقعیواژه قبلی: مستنجمواژه بعدی: مستنسر