مستنبه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستنبه . [ م ُ تَم ْ ب ِه ْ ] (ع ص ) آنکه از خواب بیدار شده باشد. (از اقرب الموارد). آگاه . بیدار. هشیار : نوم عالم از عبادت به بود آنچنان علمی که مستنبه بود. مولوی (مثنوی ). و رجوع به استنباه شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستنبه . [ م ُ تَم ْ ب ِه ْ ] (ع ص ) آنکه از خواب بیدار شده باشد. (از اقرب الموارد). آگاه . بیدار. هشیار : نوم عالم از عبادت به بود آنچنان علمی که مستنبه بود. مولوی (مثنوی ). و رجوع به استنباه شود.