مستلذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ لَ) [ ع. ] (اِمف.) لذت برده، تمتع گرفته.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ لَ) [ ع. ] (اِمف.) لذت برده، تمتع گرفته.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستلذ. [م ُ ت َ ل ِذذ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استلذاذ. لذت گیرنده و مزه یاب . (منتهی الارب ). لذیذیابنده و لذیذشمرنده چیزی را. (از اقرب الموارد). رجوع به استلذاذ شود.
مستلذ. [ م ُ ت َ ل َذذ ] (ع ص ) نعت مفعولی از استلذاذ. آنچه لذیذ بنظر آید. لذت دار. گوارا : زندگی خود نخواهد بهر خوذ نی پی ذوق حیات مستلذ. مولوی (مثنوی ). رجوع به استلذاذ شود.