مستقه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ قَ) [ معر. ] (اِ.)<BR>۱- پوستین آستین دراز.<BR>۲- آلتی که بدان چنگ و مانند آن نوازند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ قَ) [ معر. ] (اِ.) ۱- پوستین آستین دراز. ۲- آلتی که بدان چنگ و مانند آن نوازند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستقه .[ م َ ت َ ق َ ] (معرب، اِ) عبارت از آهنی است مانند ذراع که بر آن علامات و نشانهایند که بدان آب قسمت می کنند. هر علامتی دلیل است بر مقدار مستقه . ◄ بعضی دیگر گویند که مراد از مستقه جزوی است از اجزای این آب . ج، مساتق و مساتیق . (از تاریخ قم ص ٤٣).