فرهنگ لغت

مستفعلن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(مُ تَ عِ لُ) [ ع. ] (اِ.) یکی از اجزای اصلی که بحر رجز از آن‌ها تشکیل شود.<br>

فرهنگ فارسی معین

(مُ تَ عِ لُ) [ ع. ] (اِ.) یکی از اجزای اصلی که بحر رجز از آن‌ها تشکیل شود.

معنی مستفعلن | فرهنگ لغت