مستغیث
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) فریادخواه، دادخواه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) فریادخواه، دادخواه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستغیث . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استغاثة. فریادخواه یعنی دادخواه . (غیاث ) (آنندراج ) (منتهی الارب ). مستعین و مستنصر. (از اقرب الموارد). صارخ . استغاثه کننده . مستصرخ . و رجوع به استغاثه شود.