فرهنگ لغت

مستعلم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مستعلم . [ م ُ ت َ ل ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استعلام . پرسنده از چیزی . (منتهی الارب ). پرسنده از خبر. (اقرب الموارد). رجوع به استعلام شود.

معنی مستعلم | فرهنگ لغت