مستعلب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستعلب . [ م ُ ت َ ل ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استعلاب . گوشت برگردیده بوی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به استعلاب شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستعلب . [ م ُ ت َ ل ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استعلاب . گوشت برگردیده بوی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به استعلاب شود.