مستطیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستطیر. [ م ُ ت َ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استطارة. ساطع و منتشر: صبح یا برق یا شیب یا شر مستطیر. (اقرب الموارد). بردمیده . (منتهی الارب ). آشکار : یوفون بالنذر و یخافون یوماً کان شره مستطیرا. (قرآن ٧/٧٦). ◄ غبار برآمده و پریشان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ متفرق و پراکنده . (اقرب الموارد). ◄ سگ و اشتر به گشنی آمده . (منتهی الارب ). رجوع به استطارة شود.