مستضعفین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستضعفین . [ م ُت َ ع َ ] (ع ص، اِ) ج ِ مستضعف (در حال نصبی و جری ). ناتوانان . ناتوان شمرده شدگان : و مالکم لاتقاتلون فی سبیل اﷲ و المستضعفین من الرجال و النساء. (قرآن ٧٥/٤). قالوا کنا مستضعفین فی الارض . (قرآن ٩٧/٤).اًلا المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان لایستطیعون حیلة و لا یهتدون سبیلا. (قرآن ٩٨/٤). و یستفتونک فی النساء قل اﷲ یفتیکم فیهن ... والمستضعفین من الولدان . (قرآن ١٢٧/٤). رجوع به مستضعف و استضعاف شود.