مستشمم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستشمم . [ م ُ ت َ م ِ ] (ع ص ) مُستشِم ّ. نعت فاعلی از استشمام . بوینده . (غیاث ) (آنندراج ). خواهنده از کسی که چیزی را ببوید. ◄ استنشاق کننده . (اقرب الموارد). رجوع به استشمام شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستشمم . [ م ُ ت َ م ِ ] (ع ص ) مُستشِم ّ. نعت فاعلی از استشمام . بوینده . (غیاث ) (آنندراج ). خواهنده از کسی که چیزی را ببوید. ◄ استنشاق کننده . (اقرب الموارد). رجوع به استشمام شود.