مستسن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستسن . [ م ُ ت َ س ِن ن ] (ع ص ) نعت فاعلی از استسنان . مسن و سالخورده .(اقرب الموارد). ◄ پیماینده ٔ طریقه و روشی . (اقرب الموارد). ◄ راه پاسپرده شده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به استسنان شود.
مستسن . [ م ُ ت َ س َن ن ] (ع ص ) نعت مفعولی از استسنان . راه پاسپرده . (منتهی الارب ). راه که آن را پیموده باشند. ◄ (اِ)اسد و شیر. (اقرب الموارد). رجوع به استسنان شود.