مسترد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسترد. [ م ُ ت َ رِدد ] (ع ص ) نعت فاعلی از استرداد. واپس خواهنده . رجوع به استرداد شود.
مسترد. [ م ُ ت َ رَدد ] (ع ص ) نعت مفعولی از استرداد. بازپس داده شده وواپس داشته شده . (غیاث ) (آنندراج ). واگرفته . رد کرده شده . پس گرفته شده . رجوع به استرداد شود : هر که آنجا بگذرد زر میبرد نیست هدیه ٔ مصلحان را مسترد. مولوی (مثنوی ). کار آن دارد خود آن باشد ابد دائما نی منقطع نی مسترد. مولوی (مثنوی ). - مسترد داشتن و مسترد کردن و مسترد نمودن ؛ بازپس گرفتن . استرداد کردن . طلب بازپس دهی کردن . - ◄ پس دادن . باز دادن . واپس دادن . عودت دادن .