مستذنب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستذنب . [ م ُ ت َ ن ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استذناب . سپس رو. (منتهی الارب ). به دنبال کسی رونده بطوری که نشان او را از دست ندهد. (اقرب الموارد). آنکه در سپس شتران باشد. (منتهی الارب ). ◄ گناهکار و مذنب یابنده کسی را. ◄ نسبت گناه به کسی دهنده . (اقرب الموارد). رجوع به استذناب شود.