مستدیری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستدیری . [ م ُ ت َ ] (حامص ) مستدیر بودن . مدور بودن . گرد بودن . رجوع به مستدیر و استدارة شود : آسمان شکل سده رفیع او را دعا گفت . شکل کری و مستدیری یافت . (سندبادنامه ص ١٢).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستدیری . [ م ُ ت َ ] (حامص ) مستدیر بودن . مدور بودن . گرد بودن . رجوع به مستدیر و استدارة شود : آسمان شکل سده رفیع او را دعا گفت . شکل کری و مستدیری یافت . (سندبادنامه ص ١٢).