فرهنگ لغت

مست گردانیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مست گردانیدن . [ م َ گ َ دَ ] (مص مرکب ) مست کردن . اسکار. (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). تهویة. خشم . (از منتهی الارب ). رجوع به مست و مست کردن شود.

معنی مست گردانیدن | فرهنگ لغت