مسافع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسافع. [ م ُ ف ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر مسافعة. رجوع به مسافعة شود.زناکننده و زناکار. ◄ حمله کننده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ دست در گردن یکدیگر کننده . (منتهی الارب ). معانقه کننده، و گویند به معنی مضاربه کننده و زد و خورد کننده است . (اقرب الموارد). ◄ شمشیرزننده . (منتهی الارب ). ◄ سیلی زننده . (اقرب الموارد). ◄ عقد مضاربت نماینده . (منتهی الارب ) . ◄ (اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ). اسد که طعمه ٔ خود را به زمین افکند. (اقرب الموارد). و رجوع به مسافعة شود.