مسابقه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ بَ قَ یا قِ) [ ع. مسابقة ] (مص ل.) بر یکدیگر پیشی گرفتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ بَ قَ یا قِ) [ ع. مسابقه ] (مص ل.) بر یکدیگر پیشی گرفتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسابقه . [ م ُ ب َ ق َ ] (ع اِمص، اِ) مسابقة. مسابقت . رجوع به مسابقة شود. مسابقه امروز مواضیع عامتر یافته است و در انواع ورزشها و دعوی بردن ها به کار رود. - مسابقه دادن ؛ سبقت گرفتن . پیشی گرفتن . - ◄ قرار سبقت گیری دادن با کسی یا کسانی در انواع ورزشهای جسمی و فکری . ◄ در اصطلاح عرفان، عنایت ازلیت است . (فرهنگ مصطلحات عرفا). ◄ در اصطلاح حقوقی، اعم از مراهنه است، چه در مسابقه ممکن است برد و باخت باشد و ممکن است نباشد، و همچنین است مغالبة که به معنی مسابقه استعمال می شود. (فرهنگ حقوقی ).
مترادف و متضاد واژهدان
آزمایش، آزمون، امتحان، کنکور پیشی، تاخت، رقابت، سبقت، همچشمی پیشی گرفتن، پیش افتادن، سبقت گرفتن تاختن جنگیدن
فرهنگ طیفی واژهدان
مسابقه سرعت، سرعت بازی رفت، بازی برگشت، بازی دوستانه اسبدوانی [اسبسواری]، اتومبیلرانی، گراندپری دو، دو با مانع، دوومیدانی، اسکی، اسلالوم، سایر ورزشها ورزش، بازیکن، تیم ورزشی، کوهنوردی، ژیمناستیک، فوتبال، بسکتبال، والیبال
واژگان فارسی سره واژهدان
همتازی، همآورد، زورآزمایی، پیکار، پیشی، آورد