مزمنة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مزمنة. [ م ُ م ِ ن َ ] (ع ص ) مؤنث مزمن . مزمنه .
مزمنه . [ م ُ م ِ ن َ ] (ع ص ) چیزهای کهنه و دیرینه و بر جای مانده . (ناظم الاطباء). کهنه . عتیقه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ در اصطلاح طب، مقابل حاده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). بعضی بیماریها سخت آشفته و تیز و گذرنده باشد و ماده ٔ آن سخت متحرک باشد و آن را به تازی حاده گویند و بعضی آهسته باشد و دیر گذرد و به تازی مزمنه گویندو بعضی میان این و آن باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). - ادواء مزمنه ؛ ناخوشیهای کهنه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - امراض مزمنه ؛ ناخوشیهای کهنه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مزمن و مزمنة شود.