مزله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مزلة. [ م َ زَل ْ ل َ / م َ زِل ْ ل َ ] (ع اِ) جای لغزیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). مَزَل ّ. لغزشگاه . ج، مزال : مزال اقدام ؛ جای لغزش . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مزلت . مزله . رجوع به مزلت شود. ◄ (ص ) أرض مزلة؛ زمین لغزان . (به فتح زاء و کسر آن، و کسر افصح است ). (ناظم الاطباء).
مزلة. [ م َ زِل ْ ل َ ] (ع مص ) لغزیدن در گل . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). لغزیدن در گل یا در سخن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به زَل ّ شود.
مزله . [ م َ زِل ْ ل َ / م َ زَل ْ ل َ ] (ع، اِ) مزلة. مزلت . لغزشگاه : خلق را در مزله ٔ ضلالت و مهلکه ٔ جهالت می انداخت . (تاریخ یمینی ص ٢٦٠). رجوع به مزلت و مزلة شود.