مزغان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مِ) [ فر - فا. ] (اِ.)۱ - ساز.<BR>۲- آلت موسیقی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مِ) [ فر - فا. ] (اِ.)۱ - ساز. ۲- آلت موسیقی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مزغان . [ م ِ ] (اِ) مزقان . (ترکی شده ٔ موزیکان ) [ موزیک + ان ] دسته ای از سازهای مختلف بادی (چون شیپور وغیره ) که با طبل و سنج در موزیک نظامی با هم نوازند. موزیک . یک دسته از سازهای مختلف موسیقی که با هم نوازند ومخصوص فوج نظامیان است . این لفظ محرف موزیک فرانسوی است که با الف و نون فارسی جمع بسته شده از این جهت به آن موزیکان هم گویند. (فرهنگ نظام ). ◄ گاه از باب ذکر کل و اراده ٔ جزء، بر یک ساز بادی نظیر شیپور نیز اطلاق شود. - ساز و مزغان ؛ سازها و شیپورهای مختلف در یک دسته ٔموزیک . - طبل و مزغان ؛ طبل و شیپورهائی که در مارش نظامی و یا عزاداریهای مذهبی و یا شبیه خوانیها نوازند. و رجوع به موزیک شود.
مترادف و متضاد واژهدان
موسیقی، موزیک، مزقان موسیقیدان، موسیقینواز
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی