مزرعه نو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مزرعه نو. [ م َ رَ ع َ ن َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان راهجرد بخش دستجرد خلجستان شهرستان قم، واقع در ١٨هزارگزی جنوب باختری دستجرد. کوهستانی، سردسیرست با ٢٧٨ تن سکنه . آبش از قنات، محصولش غلات، انگور، بادام، لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
مزرعه نو. [ م َ رَ ع َ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد؛ در ١٨هزارگزی شمال الیگودرز و ١٣هزارگزی شمال شرقی راه الیگودرز به ازنا، در جلگه ٔ معتدل واقع و دارای ٢٢٩ تن سکنه است . آبش از قنات، محصولش غلات، لبنیات، چغندر، پنبه و شغل مردمش زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
مزرعه نو. [ م َ رَ ع َ / ع ِ ن َ / ن ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان عقدا بخش اردکان شهرستان یزد، در ٥٤هزارگزی غرب اردکان و ١٣هزارگزی جنوب غربی راه اصفهان به یزد درجلگه ٔ معتدل واقع و دارای ٧١٦ تن سکنه است . آبش از قنات، محصولش غلات، شغل مردمش زراعت و صنایع دستی زنان کرباس بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).