مزرج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مزرج . [ م ِ رِ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز دهستان مزرج بخش حومه شهرستان قوچان، در ٨ هزارگزی شمال شرقی قوچان و ٦ هزارگزی شرق راه دره گز، در منطقه ٔ کوهستانی معتدل واقع و دارای ١٢٧٧ تن سکنه است . آبش از قنات و محصولش غلات و میوه جات و شغل مردمش زراعت و مالداری وقالیچه بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
مزرج . [ م ِ رِ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش حومه ٔ شهرستان قوچان که در شمال شرقی راه قوچان به درگز واقع و در منطقه ٔ کوهستانی سردسیرقرار گرفته محصول عمده ٔ آن غلات و دارای باغات انگورمی باشد. شغل مردمش زراعت و مالداری است . این دهستان از ٢٢ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ٧٤٢٦ تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
مزرج . [ م ُ زَرْ رَ ] (ع ص ) مست شراب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).