مزدکان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مزدکان . [ م َ دَ ] (اِخ ) نام محله ای در کرمان : چیزی نگذشت که مادرش [ مادر شاه شرف الدین مظفر ] مرد و در کرمان در مدرسه ای که پدرش [ امیر مبارزالدین محمد ] در محله ٔ مزدکان بنا کرده مشهور به مدرسه ٔ جمال عمری مدفون شد. (بحث در آثار و افکار حافظ ص ٧٢).
مزدکان . [ م َ دَ ] (اِخ ) نام قریه ای است به هرات، گویند منسوب به مزدک بوده ومزدکان حال به مزدقان معرب شده است . (انجمن آرا).
مزدکان . [ م َ دَ ] (اِخ ) نام شهری است در قهستان به عراق عجم از اقلیم چهارم . (معجم البلدان ). و ظاهراً همان مزدقان است . رجوع به مزدقان شود.