مزدهف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مزدهف . [ م ُ دَ هَِ ] (ع ص ) برنده ٔ چیزی . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ آن که برمیدارد. بردارنده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ شتاباننده . ◄ سبک برنده . ◄ شتابنده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ دروغ گوینده . دروغ گو. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ به تکلف افزاینده در سخن . ◄ هلاک کننده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ برگردنده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ روی برگرداننده . آنکه روی بر میگرداند. (ازمنتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ میل کننده . ◄ به عنف و درشتی در شونده . ◄ سختی و درشتی نماینده در سخن . ◄ بلندکننده ٔ آواز. ◄ به سخن باطل کننده سخن کسی را. ◄ دشمنی ورزنده . ◄ افکننده ستور کسی را. ◄ نزدیک مرگ رساننده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
مزدهف . [ م ُ دَ هََ ] (ع ص ) برداشته شده و برده شده . ◄ هلاک شده . (از منتهی الارب )(از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ نزدیک مرگ رسیده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).