مزایجان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مزایجان . [ م َ ] (اِخ ) ده بزرگی است از دهستان بوانات و سرچهان شهرستان آباده ؛ در ٣٠هزارگزی جنوب شرقی سوریان و کنار راه ده بید به سنگ مزایجان، در دامنه ٔ سردسیر واقع و دارای ٢٣٢٦ تن سکنه است . آبش از قنات و رودخانه ٔ محلی، محصولش غلات، انگور، میوه جات و شغل مردمش زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
مزایجان . [ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حاجی آباد ایزدخواست بخش داراب شهرستان فسا؛ در ١٠٨هزارگزی جنوب شرقی داراب و در دشت ایزدخواست، در جلگه ٔ گرمسیر واقع و دارای ٧٤٦ تن سکنه است . آبش از چاه، محصولش غلات، لبنیات، پشم، پوست، شغل مردمش زراعت و گله داری و قالی بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).